سرودهاي پرستشي
من از انجیل او عاری ندارم
برخاسته برخاسته
خداوند شبان من است
وقتی غم اين زندگی
می کشد بر صلیب خود
مقصدم در زندگي
خدايا خدايا دوستت دارم
آه دارم گنجينه ات -گنجينه عيسی
مرا لمس نما
آرزومند شفای دست
بهاران چه زيباست
عيسی مسيح شاه منه
شفا
بی تو من سرگردونم
خدای ابدی
با بالهای شادمانی در قلبم
محبت
ايمانويل جلال و قوت
وقتي دل شكسته
ای عيسی ای نور جاودان
چنانکه آهو برای نهرهای آب
ای خداوند ميستايم
اي خداوند وعده هاي تو
عيسي بخشيد گناهانم را
عظيم است
در تو جلال و در تو بقاست
تو تاک هستی
ای خداوند تو شفا ده
خداوندا تو آگاهی
ای چشمه آب حيات
بمان با من
يک شب تنهای تنها
از اين دنيای
در سايه بالهايت
صخره - بياييد خدا را بسراييم
پناهگاهم تويی ۲
ستايش حرمت ۲
جشن عظيمی است
خدا عظيم و قدوس
با بربط و طبل
خداوندم حمدت گويم آرامی
نامت چه مجيد است در جهان
آييد حمد و سجده نماييم
از دل خوانم اين سرود را
محبت خدا بر صليب عيسی
قدوس قدوس خدايم
وقتی بود جهان - نام او مهيب است
کنم داود را نمونه
راه عادلان
فريادهای شادی و آزادی
بسرا اقرار كن
بسويت می آيم
جان من چرا محزوني
ای صخره ای صخره - عيسی
خدا نيکوست با شادی سراييم
در خلوت و تنهايم - حضور
نام مسيح پر جلال است
ای عيسی ای منجی
زيرا در روح
ای فرزندان نور گرد هم بیایید
ما همه متحديم
مسیح است نورم
با هم سرود خوانيد
وقتی دلشکسته
ابا ای پدر
ای که تو از بهر دعا
دل ما دايمأ شادی ميکند
چه جشن پر شکوهيست
پانزده سال پيش - معتاد و خادم
اکنون آمده ایم به حضورت
اگر ما ايمان داريم - فيض
لبیک ای خداوند مرا هم بفرست
زندگی نو
روح القدس به ما
در قيد عصيان
آه ای شبان نیکو
ستايش حرمت ۱
تشنه وجودتم، تشنه حضورتم
بچشيد و ببينيد
روح القدس، تازه کن
دلهاي شما
بیایید با هم، یکصدا
اشتياق دل
دو روزه عمرم شده
قدوس
عيسي عيسي
عشقی تازه در قلبم
برخيز بگذار
گرسنه حضور تو